هیچکس نه مادر، نه پدر، نه پزشک و نه هیچ فرد دیگری نمیتوانند او را ملزم به انجام کاری کنند. او یک معلول ذهنی است که مشکل دهان و دندان هم دارد اما بهدلیل شرایط ویژهاش قادر به همکاری با دندانپزشک نیست و نمیتواند در مراکز عادی، خدمات دندانپزشکی دریافت کند.
چشمان خیره به سقف
پسرک در آغوش مادرش است. ملحفهای به دورش پیچیده شده و گاهی تکانی میخورد و دیگران را متوجه بودنش میکند. محمد ۱۹ساله هیکل کوچکی دارد. یک بیمار سی پی یا همان فلج مغزی است که سالهاست چشمانش تنها به سقف خیره مانده و نمیتواند هیچ حرکتی داشته باشد.مادر روی صندلی انتظار نشسته و پسر را در آغوش گرفته است. هر چند وقت یکبار پسرش را جابهجا میکند تا کمرش اذیت نشود.



